در حقیقت، نفوذپذیری گریس، مشخصه ای است كه انجمن بین المللی روانكاری گریس (NLGI) بر مبنای آن عمل می كند. لازم به ذكر است كه روش نفوذ مخروطی ( براساس استاندارد ASTM-D217 ) نیازمند حجم نسبتاً زیادی از نمونه گریس است و به طور معمول بر روی نمونه گریس كاركرده، اجرا نمی شود.
    روش جایگزین ASTM-D1403 در مقایسه با ASTM-D217 به نمونه گریس كمتری (یك دوم یا یك چهارم) نیازمند بوده و آنالیز گریس كاركرده را نیز ممكن می سازد.
    روش جایگزین مدرن تر جهت تعیین تغییرات قوام گریس های كاركرده، آنالیز وزن سنجی حرارتی (TGA) است. در این روش، جرم نمونه گریس را قبل و بعد از حرارت دادن آن اندازه گرفته و میزان كاهش وزن گریس حرارت داده شده را تعیین می كنند. این آنالیز می تواند در یك محیط خنثی (نیتروژن) یا فعال (اكسیژن) انجام شود. كاهش وزن گریس در دمای خاص، كاربر را قادر می سازد كه نسبت روغن به تغلیظ كننده را با گریس كارنكرده، مقایسه كند.

ضد اكسیداسیون ها در گریس
    گریس ها مانند روغن ها حاوی ادتیوهای گوناگونی هستند. میزان آنتی اكسیدان ها در گریس به طور خاص عمر مفید گریس را تعیین می كند. آنالیز (Differential Scanning Calerimetry) DSC روش نوینی برای اندازه گیری میزان اكسیداسیون در گریس كاركرده (مطابق استانداردASTM-D5483 ) می باشد و در مقایسه با گریس كارنكرده، این روش می تواند برای تعیین عمر مفید باقی مانده گریس، استفاده شود. در روش DSC نمونه گریس كاركرده در داخل سلول آزمایش قرار می گیرد. سلول حرارت داده شده، به وسیله اكسیژن تحت فشار قرار می گیرد. (در یك دمای ثابت) با انجام واكنش های اگزوترمیك و آزاد شدن حرارت (بالا رفتن دمای سلول) زمان شروع اكسیداسیون مشخص می شود. با اندازه گیری و مقایسه زمان شروع اكسیداسیون گریس كاركرده با گریس كارنكرده، تخمین پایداری اكسیداسیون گریس ممكن می شود. 
    
 گرانروی گریس
    گرانروی گریس اغلب قابل فهم نیست. برای تعیین گریس مناسب، با توجه به اهداف روانكاری، گرانروی سینماتیك روغن پایه دارای اهمیت زیادی می باشد.
    از آنجایی كه گریس، یك سیال غیر نیوتنی است (گرانروی سیالات غیر نیوتنی با تنش برشی تغییر می كند)، تنها قادر به اندازه گیری گرانروی ظاهری (مجازی) آن هستیم. تعیین گرانروی ظاهری گریس بر اساس استاندارد ASTM-D1092 صورت می گیرد. این تست نیروی مورد نیاز برای حركت گریس در یك »Orifeas « تحت فشار را اندازه می گیرد. این تست روشی ایده آل برای تعیین خواص جریان پذیری گریس در میان لوله ها، خطوط و تجهیزات پخش كننده گریس بوده و قابلیت پمپ شدن گریس را تعیین می كند.
    البته ممكن است اندازه گیری های رئولوژی گریس، جایگزین روش های نفوذپذیری مخروطی و اندازه گیری ویسكوزیته ظاهری گریس شود (رئولوژی عبارتست از مطالعه تغییر شكل و جریان ماده، زمانی كه تحت فشار قرار گیرد.) یك رئومتر برای انجام آزمایش، فقط به چند گرم از نمونه نیازمند است و اطلاعات بیشتری نسبت به نفوذپذیری مخروطی و ویسكوزیته ظاهری ارائه می دهد. به این دلیل اندازه گیری های رئولوژی، روش ایده آل برای مقادیر ناچیز گریس است. 
    
نقطه قطره ای شدن (افت)
    نقطه قطره ای شدن گریس، دمایی است كه در آن دما، گریس از حالت نیمه جامد (ژلاتینی) به مایع تغییر شكل می دهد. به وسیله نقطه قطره ای شدن می توان بالاترین دمای قابل كاربرد گریس را تعیین كرد كه این دما حدود50 درجه
    سانتی گراد زیر نقطه قطره ای شدن گریس است. با تعیین نقطه قطره ای شدن گریس، انتخاب یك گریس مناسب (از نظر شرایط دمایی و حرارتی) برای یك كاربرد خاص آسان تر می شود. 
    
آلودگی گریس كاركرده
    بسیاری از خرابی های زودرس یاتاقان ها، مربوط به آلودگی است. ممكن است آلودگی گریس، علاوه بر آلودگی های ناشی از سایش و آلودگی های محیطی (مانند آب و خاك) مربوط به اختلاط انواع مختلف گریس ها باشد. این یك نظریه اساسی در گریس ها است چرا كه تغلیظ كننده های متفاوت با یكدیگر ناسازگارند و این مسئله منجربه تغییر اساسی در نفوذپذیری گریس و هم چنین جدا شدن روغن از تغلیظ كننده می شود.
    برای تعیین وجود آلودگی در گریس روش های گوناگونی وجود دارد. آلودگی ناشی از آب یا اختلاط با گریس های دیگر را می توان به وسیله روش آنالیز اسپكتروسكوپی (Fourier Transform Infrared Spectroscopy) FTIR مشخص كرد به وسیله این روش می توان نوع تغلیظ كننده، غلظت و هم چنین محصولات جانبی ایجاد شده در اثر اكسیداسیون را تعیین كرد. چنانچه گریس به آلودگی در اثر اختلاط با گریس های دیگر مشكوك باشد، می توان با انجام آنالیزهای عنصری (Elemental Analysis) به وجود فلزات معمول در عامل تغلیظ كننده پی برد. برای مثال گریسی كه قرار است پایه آن آلومینیوم باشد و با یك گریس پایه كلسیم آلوده (مخلوط) شده باشد، آنالیز اسپكتروسكوپیك وجود فلزات آلومینیوم و كلسیم را نشان خواهد داد كه حاكی از وجود آلودگی در گریس است.
    دو روش قراردادی و كلاسیك برای اندازه گیری آلودگی ناشی از سایش وجود دارد. این دو روش عبارتند از روش های فروگرافی و آنالیز عنصری.
    زمانی كه برآورد كمی ذرات ناشی از سایش در نمونه گریس كاركرده، مشكل باشد، انتخاب روش آنالیز عنصری مناسب است. در حالی كه روش فروگرافی (كه ماهیتاً یك تكنیك كیفی است) در تعیین مكانیسم سایش و شدت مشكلات در یاتاقان ها، یك روش ایده آل است.
    روش انجام آنالیز فروگرافی بر روی گریس كاركرده بدین صورت است كه ذرات ناشی از سایش، از درون نمونه گریس خارج شده و توسط یك میكروسكوپ، تشخیص داده می شوند.
    اغلب با توجه به نوع ذرات (Morphology) ، علل ریشه ای خرابی زودرس یاتاقان، تعیین می شود. روش هایی جدید آنالیز گریس های كاركرده، روش هایی جامع هستند كه تنها به حجم ناچیزی از نمونه احتیاج دارند.